پدیده ای هست به اسم مانگو.. آه چیز..مانگا. آره. من موندم چیز دیگه ای تو دنیا بعدجز مواد مخدر مونده من معتادش نشده باشم؟ از انیمه گرفته تا کتاب و سریال....

فقط بگم...به این قیافه در هم بر هم مظلوم و سیاه سفیدش نگاه نکنید. صدتا کمیک رو حریفه. مخصوصا اگه انیمش قرار باشه یه قرن دیگه بیاد و شخصیت مورد علاقه شما هم در طول مانگا قرار باشه زنده بشه....اصن چه شود.

نمی دونم آخرین باری که اینجوری تو خونه دویدم آخر قسمت سوم فصل هشت گیم اف ترونز بود, یا قبل تر. ولی بگما.... من کلا مانگا رو واسه این میخوندم که ببینم بچم زندست؟ یا نه. برای همین همش منتظر بودم و گوش به زنگ. یهو دقیقا وقتی اصن فکرشو نمی کردم..... بنگ. فلانی ظاهر شد و از پشت بهم خنجر زد.

خلاصه که...خدا پدر و مادر مانگاکای ناکجا آباد موعودو بیامرزه که جلوی ناکام از دنیا گرفتن من رو گرفت و باعث شد از مانگا هم کامی بگیرم.

تو رو خدا دیگه چپتر نده شیرای(نویسنده ناکجا آباد موعود)..ملتو از کار و زندگی میندازی جناب.

پ.ن: به گمونم اجداد این نویسنده هه قاتل بودن. موجود بی ریخت بییییییییب. چرا با احساسات اوتاکو ها بازی میکنی؟ هان؟