تکه‌هایی از انیمه مارس همانند شیر می‌آید

  • ۱۵:۱۲

این پست مائوچان رو دیدم و یاد این دو تیکه مارس همانند شیر افتادم. خواستم براش کامنت کنم، گفتم شما هم ببینید.

برای من از آیکونیک ترین و زبیاترین بخش ها بودن، توی انیمه ای که همه چیزش آیکونیک و زیباست.

و

 

نمی دونم نویسنده چند سالش بوده که اینا رو نوشته، ولی مسلما نوجوون نبوده.

در شگفتم که چطوری انقدر زیبا نگاه یه نوجوون رو نوشته. :(: چقدر خوب دوره نوجوانی خودش رو یادش مونده...

mochi ^-^

دو دقیقه کامل بعد از اینکه فیلم دوم رو دیدم بی حرکت بودم و به صفحه زل زده بودم..
حس میکنم یه نفر حقیقت رو کوبوند تو صورتم!
من این همه سال..از اینکه ظرفیتم کم باشه میترسیدم..و حس میکنم الان باید دوباره برم دنبال آرزوهایی که خاموششون کردم..

دقیقا حس من :) مخصوصا جمله آخرت.

Moony :)

عجیب بود خیلی عجیب بود...

خیلی...
تاکی تاچیبانا

وای، این!

چی بود؟

چقدر... قشنگ بود! چقدر... قشنگ! وای! چه چیزی رو از دست دادم نه؟

وای :/ وای! وای! چی بود این؟؟؟؟؟؟؟؟

D: این دقیقا منم وقتی پستای سایکوپاس هیکارا رو خوندم!

خیلی..خیلی زیباست! الان ازین ناراحتم که چرا قسمت های انقدددر زیباش رو همون لحظه ضبط نکردم که داشته باشم!!
تاکی تاچیبانا

یه پست نوشتم برای فردا صبح، مصببش هم تو بودی =)

D:! چه قدر جالب شد!! مائوچان مسبب پست من شد، من مسبب پست تو!! 
(انتظار، دست زیر چانه)
تاکی تاچیبانا

مصبب؟ مسبب؟ چرا جدیدا همش کلمه‌هایی که حروف هم صدا دارن رو اشتباهی می‌نویسم؟ :(
آیا تاکی همونیه که اول دبستان همه املاهاشو بیست گرفت؟ :/ جدیداً خیلی غلط املایی هام زیاد شده :/

شاید باورت نشه، ولی هلن که درست مینویسه، همونیه که اول دبستان املای زیر پونزده هم داشت! 
(البته بیشترشون رو به خاطر بد خط بودن غلط میگرفت معلممون :|)
Honey Bunch

میخوام ببینمشششش

ببیننننن D:
Hikara Co

یه انیمه گمنام و ناشناخته دیگه XD

سکانس جالبی بود :) یه جورایی داره میگه که نباید احساسات و خواسته هامون رو سرکوب کنیم...

+ خیلی دوست دارم ببینمش

آره بچگی خیلی ناشناخته است!! ولی خیلی زیباست. خیلی. یه طورایی برای من سایکوپاس و مارس همانند شیر دو روی یک سکه ان. یکی درباره دولت و قدرت و "کل"، و یکی درباره اجتماع و مردم و "جزء". همیدگه رو کامل می کنن!!

+حتما ببینید D:
++ نمیدونم اینا رو دیدید یا نه.  شاید بیشتر بهتون انگیزه بدن برای دیدنش!!
free bird

سلام :)

من تصمیم گرفتم در بهار این انیمه رو ببینم ان شاء الله :) پس شاید بهتر باشه پس از آن این پست رو تماشا کنم :).

ولی! نظرات رو خوندم و رفتم تماشا کردمشون D:

حرف‌های آخر آموزگار برام جالب بود :))) بنظرم قبلش هم خوب بود که حرف‌های دیگه گفته شدن :).

احتمالا هر شخصی باتوجه به شرایطی که درش قرار داره از این دو سکانس لذت می‌بره.

ممنون که با ما هم به اشتراک گذاشتیش :)).

یه طور قشنگی جور در میاد... که "بهار" مانند شیر می اید رو تو بهار ببینید! :)))

بله دقیقا : ) قشنگی این انیمه و حرفاش اینه که... جهانیه. مثلا همین صحنه، همه مسلما از محدودیت هاشون ترسیدن، و همه از ترس کافی نبودن خودشونو سرکوب کردن...

ممنون که دیدید : )



Maglonya ~♡

این انیمه هه چرا اینجوریه... خیلی یه جوریه، عجیبه، غیرعادیه ولی همزمان زیادی واقعیه... 

باید پیوندش کنم...

چطوری... انقدر خوب گفتیش؟
من خیلی وقته دنبال جمله مناسبم که اینو توصیف کنه: خیلی عجیبه. همه چیزش... حتی طراحیشم عجیب و غریب و نامتعارفه. ولی خیلی خیلی واقعیه. در طول داستان، اتفاقایی میافته که شک می کنی این داستانه؟ حاصل تخیله؟ یا واقعا دنیاست؟

:))
Violet J Aron ❀

دومی... چرا دقیقا حرفای دل منه؟؟؟ هان؟:(((

اکلا انیمه ی حرف دلیه...
این بخشش یکی از حرف دل ترینا بود :(:
Nobody -

توی وبلاگ مائو چان داشتم اسکرول می‌کردم که دستم خورد به این پست پیوند شده و حالا قلبم شکسته و باید ریواچ کنم.

وای خدای من 😭 کل بدنم مورمور شد!
Nobody -

مال ۹۹ئه! حس می‌کنم مسافر زمانم.

منم واییییی
باورم نمیشه که ۶ سال و نیمه دارم اینجا می‌نویسم. یه تایمی هم خیییییلی زیاد می‌نوشتم
 و یه تیکه‌هایی اینجا از من اینجا مخفی شده که مطمئنم گم کردم و اگه به هم بچسبونم، کانل میشم.
تازه جدا از کلی کامنت که اینور و اونور گذاشتم.
Nobody -

من سریال و کتاب و انیمه زیاد درباره‌ی بولی دیدم/خوندم ولی این بولی توی مارچ مثل شیر می‌آید یک‌طور دیگه‌ای روم تاثیر گذاشت و انگار بعد از این همه وقت هنوزم تاثیرش رو از دست نداده.

یکی از بزرگترین خجالت های زندگیم اینه که مانگاش رو تموم نکردم‌ محشر بود ببین... محشر. هنوز کلی اسکرین ازش تو گالریم دارم.
Nobody -

جدی همین. با بیان و با همدیگه بزرگ شدیم‌ قشنگ.

 

وای هلن اینطوری گفتی فضولی‌م گل کرد😭 من می‌خواستم بخونم ولی چون ناتموم بود هی عقب می‌نداختم. چند ماه پیش خبرش اومد که مانگاکا آرک آخره. لحظه‌ شماری می‌کنم تموم شه که بخونیمش. :(

How awesome is that:*)?

من میدونم با این سرعتی که ما داریم و این استعداد شدید در procrastination، تا ما بخونیم به آنگویینگ نمی‌رسه و تموم میشه.
واقعا چیز خاصی بود. عشق توش یه مزه متفاوت داشت که تو هیچ انبمه یا سریال دیگه‌ای ندیدم. من مخصوصا کنجکاوم که سرنوشت اون خواهر ناتنی سلیطه‌هه چی میشه:*)  ری و اون پسر نابغه موسفیده هم شیپ میکردم ازشون فیک هم خوندم تازه وای...
تازه مانگای موریارتی و نوراگامی هم تصفه ول کردم. وای بر من.
Nobody -

پس بلاخره این procrastinationمون قراره یه‌جا به کارمون بیاد چون واقعا نمی‌تونم یه آنگوی دیگه به لیست آنگوهام اضافه کنم. :)))

موافقم موافقم موافقم. gemی بود برای خودش. وای آرهههه!!! منم شیپ می‌کردم. خیلی غصه خوردم کلا فقط دو قسمت بهمون مومنت داد ازشون. جزو معدود انیمه‌هایی بود که همه‌ی شخصیت‌هاش برام جالب بودن. حتی اون شوگی‌بازه که موهاش می‌ریخت و داشت کچل می‌شد :))

... منم. موریارتی که فکر کنم وقفه خورد البته. ولی نوراگامی رو باید بخونیم جدی. تموم هم شد.

پادشاهان عقب اندازی ■_■\
نت وصل بشه برات فیک‌هاشو می‌فرستم. 
فکر کنم تو مانگا بیشتر مومت دلرن هیهیهی. 
اوای نههههه موریارتی میخوام 😭😭😭
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
~ اینجا صداها معنا دارند ~

,I turn off the lights to see
All the colors in the shadow

×××
,It's all about the legend
,the stories
the adventure

×××
پیوندهای روزانه و منوی بالای وبلاگ را دریابید.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan