۱۸ دی ۱۳۹۸

  • ۰۰:۵۳

با دو روز تاخیر.

هر عقیده‌ای که دارید، هرکاری که این روزها می‌خواید بکنید، هر حرفی که می‌زنید، ۱۸ دی ۱۳۹۸ رو فراموش نکنید. پرواز ۷۵۲ رو فراموش نکنید. ری‌را رو فراموش نکنید.

  • ۲۴۱
هلن پراسپرو

پست‌های ۱۸ دی از ۹۸ تا الان رو می‌بینم و مراحل سوگواریه، با این فرق که هرگز به acceptance نرسیده. هرگز نمی‌رسه.

ناشناس

ما وارثان درد های مشترک

نمی‌دونم پس چرا مردم تو فیلم‌ها بهشون باغ چندهکتاری بابابزرگ به ارث می‌رسه. ما که از مام وطن فقط اشک و رنج و بلاتکلیفی و بن‌بست گرفتیم.
هلن پراسپرو

انقدر به حالت تک‌پیامی تلگرام عادت کردم نمی‌تونم متن طولانی اینجا بنویسم. صفحه سفید پنل می‌ترسونتم. از طرفی انقدر به نوشتن فکرهام و خونده شدن هم عادت کردم که این وضعیت زجره. البته من چه کاره باشم؟ خیلی‌ها الان محل درآمدشون که اینترنته رو از دست دادن‌. من فقط یه دو روزی از دوست‌هام و کوکائین نوشتن دور موندم. این هم قسمت ما بود شاید.

این جمله رو که نوشتم از خودم متنفر شدم. به جبر باور دارم ولی وقتی اسم قسمت و تقدیر روش می‌ذارن صورتم خود به خود می‌ره توی هم انگار که لیموی‌ ترش خوردم. یه چیز خاکستری زشت رو رومنتسیزه می‌کنن انگار.

سکوت دیوانه‌م می‌کنه. اطرافم آدم‌ها حرف می‌زنن، بلند بلند هم حرف می‌زنن. صداشون گوش فلک رو کر کرده. ولی کلماتشون لیز و بی‌خوده. توی گوشم نمی‌مونه. سر می‌خوره. آدم‌های من نیستن. آدم‌های جهان کلمه نیستن.

اگه هنوز اینجا رو می‌خونید حرف بزنید. به یاد قدیم، حرف‌های خوب بزنید. یه نفر اینجا هست سکوت، براش کرکننده‌ست.

ناشناس

فیلم حتی اگر تلخ باشد, ذره ای به تلخی حقیقت نزدیک هم نیست

شیرینش که بماند...

حق
هلن پراسپرو

هزار بار بلاچاو رو زدم. آسون بود. حوصله‌م سر رفت. بعد داشتم آهنگ‌های tortured poet department که نت‌هاشون رو ذخیره کرده بودم رو می‌زدم، خانواده خاموشی داد. الانم با midnights در خدمتتون هستیم‌. 

Alexa play you're on your own kid

Kitsune ‌‌‌‌‌‌

۱۸ دی همیشه یه زخم باز می‌مونه

زندگیمون یه زخم باز عفونت کرده‌ست. عالی.
کالیستا ‌ ‌

نمیخوام هرگز به مرحله پذیرش این غم برسم. می‌ترسم یادم بره قلبمون چطور آتیش گرفت.

نمی‌رسیم عزیزم. خون بی‌گناه می‌ریزه رو آتیش و تندتر می‌شه
هلن پراسپرو

این خیلی غمناک‌ نیست که تقریبا هرشب راجع به اینکه چطور بزنم زیر همه چیز و تاابد از بوم نقاشیم محوش کنم خیالبافی می‌کنم؟ به نظرم هست. مخصوصا چون تا یه کم قبل راجع به اینکه چطور قراره تا ابد بخشی از زندگی هم باشیم خیالبافی می‌کردم. 

کاش یکی بهم می‌گفت چی‌کار کنم که بعدا کمترین میزان نفرت و خجالت نسبت به خودم رو داشته باشم. ولی با شناختی که از خودم دارم؟ تنها کاری که می‌تونه ختم به این نتیجه بشه خودکشیه. من تا وقتی زنده‌ست قراره من رو خجالت زده کنه.

• عالمه •

ساعت ۳ شب طبق روال همیشگی توی روزایی که اینترنت قطعه اومدم به وبلاگ سر زدم و با اسامی آهنگای تیلر سوییفت روبه‌رو شدم. گویا زندگی همیشه قشنگیاش رو داره.

به‌به چه عالی چه پرتقالی:*)
تیلور و کلا موسیقی همیشه نوره توی تاریکی. نوشتن و خوندن هم بود البته، که فعلا ازمون گرفتنش. می‌ترسم یه روز بیدار شم ببینم کل آهنگ‌های سیو شده توی گوشیم رو هم پاک کردن، پیانوم رو شکوندن، حنجره‌م هم فیلتره.
• عالمه •

عزیزم :(

امیدوارم بالاخره این روزای تاریک تموم شن و نور به زندگیامون بتابه.

امیدوارم 
yurio --

زنده بمون :<

قربونت برم مراقب خودت باش :<
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
~ اینجا صداها معنا دارند ~

,I turn off the lights to see
All the colors in the shadow

×××
,It's all about the legend
,the stories
the adventure

×××
پیوندهای روزانه و منوی بالای وبلاگ را دریابید.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan