- دوشنبه ۲۳ دی ۰۴
- ۲۲:۳۲
امروز حرفهای جالبی برای گفتن ندارم. دیشب به آرتی گفتم دلم برای فال روزانهی ماه تولد که تو کانالها میخوندم تنگ شده، پس بهم گفت "مردادی، فردا ورزش کن و درس نخون" ولی تقریبا کل روز رو لم دادم و عصب و ماهیچه و استخون و رگ حفظ کردم. بهتر بود میگفت "مردادی، یه بارم که شده خیره سری نکن و حرف گوش کن." شرمنده، من با لجبازی زندهم. به روشهای جالبی فکر کردم که میتونم از اطلاعات آناتومیم استفاده کنم برای شکنجهکردن آدمهایی که اذیتم کردن. "مردادی، کمتر کینهای باش." شرمنده، من با کینه زندهام.
انقدر فال و نصیحت روزانهی زودیاک خوندم که خودم یک پا اوستا شدم. بذارید به شما هم جمله روزانه بدم:
فروردینی، برای قدمهات به اندازهای سخت بگیر که حرکت کنی. نه اونقدری که پات بشکنه.
اردیبهشتی، شاید دلیل خوبی داره که به درست و غلط اون کار شک داری. بیشتر فکر کن.
خردادی، داری از تصمیمی که یه بار گرفتی به عنوان بهانه برای درست نکردن چیزی که نیاز به تعمیر داره استفاده میکنی.
تیرماهی(؟)، صرفا قبول کردن اینکه گند زدی برای جبران اشتباهاتت کافی نیست.
مردادی، وایستا و نفس بگیر. نه. ادای وایستادن رو در نیار. واقعا وایستا و نفس بگیر.
شهریوری، اگه همه چی رو ندونی دنیا به آخر نمیرسه.
مهرماهی، عقب نشینی نکن. میدونم به احتمال زیاد نمیکنی، ولی اگه وسوسه شدی که تسلیم بشی، نشو.
آبانی، اینکه بشینی از دید خودت همه چیز رو از اول مرور کنی قرار نیست اطلاعات جدیدی بهت بده.
آذری، قبر خودت رو نکن. اگر میخوای بکنی، حداقل با یه بیل خوب اینکارو بکن که دستت نشکنه.
دیماهی، مشورت کن، و واقعا به حرف طرف مقابل گوش بده.
بهمنی، به بدنت استراحت بده. به جاش از غریزهت استفاده کن.
اسفندی، از خودت بپرس اون لبخندی که رو لبت نگه میداری برای چیه؟
بامزه شد. راضیم.(":
On a darker note، خیلی برام جالبه که چطور هرکی به یه چیز چنگ میندازه برای مست موندن و ادامه دادن. خودمم انجامش میدم، درحالیکه میدونم هیچ میزان از مخدر و آرامبخش قرار نیست جلوی ابرهای سیاه و دستهایی که چنگ میندازن تا غرقت کنن رو بگیره. باید با این حقیقت روبهرو بشم. تو نقطهای هستم که تلاش برای دروغ گفتن راجع بهش، عصبانیم میکنه. چه خودم انجامش بدم، چه بقیه.
On a lighter note، خیلی خوبه که هنوز موسیقی رو داریم. داستانها رو داریم. اینها مخدر نیستن. اینها ستارههای شبن. پلهایی که گاهی دیده میشن، پردههایی که گاهی کنار میرن، چیزهایی که برای یک لحظه به ما اجازه میدن حقیقت دنیا رو ببینیم. خوشحالم که هنوز نتها ممنوع نشدن. خوشحالم که راه حنجرهها بسته نیست. خوشحالم که کلمه هنوز ممکنه.
حرفهام ضد و نقیض شدن. برای امشب دیگه کافیه.
شب به خیر.
- روزمره نویس
- ۲۲۲