fiction, future, and prediction

  • ۲۲:۳۲

امروز حرف‌های جالبی برای گفتن ندارم. دیشب به آرتی گفتم دلم برای فال روزانه‌ی ماه تولد که تو کانال‌ها می‌خوندم تنگ شده، پس بهم گفت "مردادی، فردا ورزش کن و درس نخون" ولی تقریبا کل روز رو لم دادم و عصب و ماهیچه و استخون و رگ حفظ کردم. بهتر بود می‌گفت "مردادی، یه بارم که شده خیره سری نکن و حرف گوش کن." شرمنده، من با لجبازی زنده‌م. به روش‌های جالبی فکر کردم که می‌تونم از اطلاعات آناتومیم استفاده کنم برای شکنجه‌کردن آدم‌هایی که اذیتم کردن. "مردادی، کمتر کینه‌ای باش." شرمنده، من با کینه زنده‌ام. 

انقدر فال و نصیحت روزانه‌ی زودیاک خوندم که خودم یک پا اوستا شدم. بذارید به شما هم جمله روزانه بدم:

فروردینی، برای قدم‌هات به اندازه‌ای سخت بگیر که حرکت کنی. نه اونقدری که پات بشکنه.

اردیبهشتی، شاید دلیل خوبی داره که به درست و غلط اون کار شک داری. بیشتر فکر کن.

خردادی، داری از تصمیمی که یه بار گرفتی به عنوان بهانه برای درست نکردن چیزی که نیاز به تعمیر داره استفاده می‌کنی.

تیرماهی(؟)، صرفا قبول کردن اینکه گند زدی برای جبران اشتباهاتت کافی نیست.

مردادی، وایستا و نفس بگیر. نه. ادای وایستادن رو در نیار. واقعا وایستا و نفس بگیر.

شهریوری، اگه همه چی رو ندونی دنیا به آخر نمی‌رسه. 

مهرماهی، عقب نشینی نکن. می‌دونم به احتمال زیاد نمی‌کنی، ولی اگه وسوسه شدی که تسلیم بشی، نشو.

آبانی، اینکه بشینی از دید خودت همه چیز رو از اول مرور کنی قرار نیست اطلاعات جدیدی بهت بده. 

آذری، قبر خودت رو نکن. اگر می‌خوای بکنی، حداقل با یه بیل خوب این‌کارو بکن که دستت نشکنه.

دی‌ماهی، مشورت کن، و واقعا به حرف طرف مقابل گوش بده.

بهمنی، به بدنت استراحت بده. به جاش از غریزه‌ت استفاده کن.

اسفندی، از خودت بپرس اون لبخندی که رو لبت نگه می‌داری برای چیه؟

بامزه شد. راضیم.(":

On a darker note، خیلی برام جالبه که چطور هرکی به یه چیز چنگ می‌ندازه برای مست موندن و ادامه دادن. خودمم انجامش می‌دم، درحالیکه می‌دونم هیچ میزان از مخدر و آرام‌بخش قرار نیست جلوی ابرهای سیاه و دست‌هایی که چنگ میندازن تا غرقت کنن رو بگیره. باید با این حقیقت روبه‌رو بشم. تو نقطه‌ای هستم که تلاش برای دروغ گفتن راجع بهش، عصبانیم می‌کنه. چه خودم انجامش بدم، چه بقیه.

On a lighter note، خیلی خوبه که هنوز موسیقی رو داریم. داستان‌ها رو داریم. این‌ها مخدر نیستن. این‌ها ستاره‌های شبن. پل‌هایی که گاهی دیده می‌شن، پرده‌هایی که گاهی کنار می‌رن، چیزهایی که برای یک لحظه به ما اجازه می‌دن حقیقت دنیا رو ببینیم. خوشحالم که هنوز نت‌ها ممنوع نشدن. خوشحالم که راه حنجره‌ها بسته نیست. خوشحالم که کلمه هنوز ممکنه.

حرف‌هام ضد و نقیض شدن. برای امشب دیگه کافیه.

شب به خیر.

.. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ

به عنوان یه آبانی الان احساس می‌کنم تیر خوردمXD

:))) آبانی جماعت یه چندتا تیر نیاز داره که به خودش بیاد. اطرافیان بیچاره به کنار، به خاطر خودش.
سُولْوِیْگ 🌻

نشد. باید بهم می‌گفتی که زودتر بلند شم و با نهایت سرعتی که دارم، بدوم. مدت‌هاست که تو استراحت و اغمام. I've been sleeping so long in a twenty-year dark night. 

Did I stutter young lady?
yurio --

دلم برای به همه هیت می‌دیم تنگ شده TT xD *ارسال گیف لئو*

منم همینطووووور وای. اون کانال یک جوری سلامت روان من رو داشت فیکس می‌کرد که آسنترا نتونست. XD
وای گیف لئو 😭
سُولْوِیْگ 🌻

بابا آخه دارم زندگی‌م رو آتیش می‌زنم دودستی-

این کارتم از روی عجله‌ست. یه لحظه استپ کن ببین این که توی دستته کبریته، مشعله، چاقوئه، خودکاره، چیه.
سُولْوِیْگ 🌻

... 

صحبتی ندارم. 

این روزها بیشتر از حالت عادی حرف‌های حکیمانه می‌زنی هلن. 

:) دو سه تا تئوری دارم که چرا این تغییر ایجاد شده.
*تعظیم* پیشگوی اعظم هلن پراسپرو در خدمت شماست
غَزَلْ (هیرای)

به عنوان یک تیرماهی الان می زنم زیر گریه

وای بچه. شرمنده‌م‌ در این خانه تیرماهیا خیلی هیتر دارن *بغل*
(For good reas-)
روناهی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

وای. یعنی چی استراحت. صد روزی می‌شه استراحتم. به منم باید دستور دو می‌دادی. 

گفتم به بدنت استراحت بده! به جاش از بخش‌های دیگه وجودت استفاده کن.
هلن پراسپرو

لطفا برای تولد بعدیم برام دسته کارت تاروت بخرید🕯

Unborn ..

اوه ممنونم، واقعا نیاز دارم یه نفس بگیرم تا دوباره شروع کنم  

:))))) استراحت پسا-پایان‌نامه‌ای؟
+من اصلا حواسم نبود ماه تولد بعضیاتون رو که اینا رو نوشتم ولی چقدر درست درومد وای. اوراکل دلفی 
.. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ

حرف حساب جواب ندارهXD

حقیقتش دارم سعی میکنم که با صحبت حل کنم مسائل رو

خیلی خوبه امیدوارم عالی پیش بره و حل بشه 🕯🕯
yurio --

یه پست به همه هیت می‌دیم تو کافه بیان بذاریم بریم توش :)) xD

وای واقعا نیازه من این احساسات خشم آلودم رو یه کم دیگه خالی نکنم منفجر می‌شم و نیمه شمالی کشور رو به هیروشیما تبدیل می‌کنم
.. میخک..

به عنوان یه فروردینی هم به فالت ایمان آوردم 

هم ازت ممنونم که با این پست یه بهونه بهم دادی که بهت کامنت بدم

دلم خییییییییییلیییییییییی برات تنگ شده بود اما جرئت پیام دادن نداشتم 

یه چیزی بگم ؟ از هلن جدید میترسم یکم.

متاسفانه تازگیا زیاد خود افشاگری میکنم و نمیتونم هم جلوش رو بگیرم

خوشحالم که براتون فال جالبی بوده.
متاسفم که نمی‌تونم بگم "منم همینطور." راه هلن جدید از میخک کاملا جدا شده.
و اگه این هلن براتون ترسناکه، فکر کنم داره کارش رو درست انجام می‌ده.
موفق باشید
.. میخک..

در راستای خود افشاگری 

حس میکنم مثل یه سیاه پوست وسط جمع چشم آبی‌های بور اروپایی هستم. اولین سیاه پوستی که به اهالی اینجا عمرشون دیدن و احتمالا حس می‌کنن یه شیطانی چیزی باشم. همه در سکوت مرگ آوری بهم خیره شدن و دستشون آروم آروم رفته سمت خنجرشون. همه بچه‌هاشون رو بغل کردن و اجازه نمی‌دن من رو ببینه تا شب کابوس نبینه. 

حس قشنگی نیست 

هر لحظه منتظرم اینجا کشته بشم 

حس جالبیه، ولی توصیف جالبی نبود. سیاهپوست بودن انتخاب نیست.
خوشبختانه اولین هم نیستید. به اندازه کافی کابوس می‌بینیم.
لطفا توی این وبلاگ حرف‌های نژادپرستانه نیارید. ممنونم.
.. میخک..

خوشحالم که این کامنت رو دادم 

ترسم ریخت 

پسر فکرش رو بکن بیشتر از یه ساله تو این ترس مسخره گیر کرده بودم :) امشب واقعا قورباغه‌ام رو قورت دادم :) 

میترسیدم ازت چون حس میکردم نمیشناسمت. الان ولی نه. فهمیدمت. اونقدرها هم ناشناخته نیستی. فقط من تو ذهنم تفاوت ها رو بزرگ کرده بودم. شبیه میخک سه سال پیشی هلن. اون دورانی که هم عالی بود هم افتضاح. هم خاطرات هیجان انگیزی رو برام ساخت هم خاطراتی که اصلا بهشون افتخار نمیکنم. 

نمی‌دونم سه سال بعد کجایی و داری چی کار میکنی 

از ته ته ته دلم دعا میکنم آرامش داشته باشی :) 

این خداحافظی رو به خودم بدهکار بودم 

خداحافظ رفیق قدیمی 

خداحافظ دختر ماجراجو 

خداحافظ همسایه ای که عمیقأ دوستت داشتم و دارم

تا آخر عمر نمیدونم، اما تا وقتی حافظه‌ام کار می‌کنه به گوشه قلبم می‌مونی :)

همونطور که گفتم، موفق باشید
Naomi ..

نمی فهمم چطور می تونی توی این اوضاع درس بخونی :)))))))

من یه چند روز نخوندم بعد تفکر اینکه هم کلاسی هام الان دور چندم باکتری رو تموم کردن دست و پام رو فلج کرده الان احساس عقب موندگی می کنم :))))))

اتفاقا قبل از قطعی نت یکی تو تلگرام همینو گفت. البته نه به این ملایمت، یه مقدار به هرکی داشت درس می‌خوند فحش‌هایی داد که مناسب این جمع نیست. من تا اون لحظه داشتم درس نمی‌خوندم، اینو که گفت یه کم قاطی کردم. بعد با قدرت شروع کردم.
از یه طرف چون درس خوندن برای من همیشه یه راه فرار و coping mechanism بوده، از یه طرف چون اگه یک کورسوی امید واسه اینکه یه روز بتونم واقعا زندگی کنم وجود داشته باشه، درسه. از همون اول هم همین بوده.
جدا از اینکه آناتومی سر و گردن رو نخونم قطعا میفتم :) استاد این ترممون به این معروفه که دختر خودشم انداخته.

ولی کلا به بقیه کاری نداشته باش تو کار خودت رو بکن. در حد پاس هم که شده. خود آینده‌ت به اندازه کافی بدیختی داره. بهش بدبختی دیگه‌ای نده.
آنی‌ما ‌‌‌‌‌

رشته‌ت دندون‌پزشکیه؟

ـ دقیقا وقتی فالمو دیدم که به این جمله نیاز داشتم.

بله بله
-  D: خیلی خوشحالم. واقعا عالیه که الان کل دنبال‌کنندگانم همراه من به عالی بودن فال زودیاک پی بردن و توی این اعتیاد تنها نیستم
عشق کتاب ✩·̩̩̥͙

اینکه استادتون دختر خودشم انداخته خیلی عالیه نمی‌دونم چجوری توضیح بدم. :))

برو بابا. خل وضع 😭 کیشته کیشته
هیپنو تیک

ابراز خشم ، خشم رو کم نمی کنه

بیشترش می کنه

همیشه فکر می کردم هروقت احساسی بهم دست داد باید ابرازش کنم و به شدیدترین شیوه نشونش بدم تا از دستش خلاص بشم

اما خیلی جدی در جلد ۱ زمینه روانشناسی هیلگارد و اتکینسون قید شده که ابراز خشم باعث کم شدنش نمیشه :)

 

 

کی خواست از شر خشمش خلاص بشه.
خشم بهترین دوستمه. اگه خشم نداشته باشم از تخت بیرون نمیام. کتاب رو باز نمی‌کنم. ادامه نمی‌دم. نمی‌جنگم.
خشمم رو نیاز دارم.
عشق کتاب ✩·̩̩̥͙

واقعا حال کردم باهاش ببخشید. =))

ببین استاده خوبه‌ها. یعنی اونجاهایی که اکچولی درس داده و سر کلاس گوش کردم رو الان بدک نیست وضعم. 
مشکل اینه که خیلی چرند می‌گفت وسط درس و نصف جزوه رو اصلا درس هم نداده. به ارفاق هم اصلا اعتقاد نداره. اعتقاد داره نمره قبولی باید ۱۴ می‌بود و از اینکه ۱۰ هست ناراحته.
کاش یه ۱۰ از این بگیریم ما 🕯🕯
Nobody -

وا باورم نمی‌شه همین الان داشتم نشخوارهای ذهنی قبل از خوابم رو انجام می‌دادم-

فال ماهانه و سالانه هم داریم. قیمت دایرکت🎀
𝘝𝘪 ‌‌‌‌‌‌

تا حالا با چت جی پی تی فال شمع و تولدتونو خوندین؟:)))

من به این عمق رسیدم.

آره یه بار‌ دوستم واسم گرفت. بامزه بود واقعا
عشق کتاب ✩·̩̩̥͙

ما هم یه استاد مبانی داریم که اینجوریه تقریبا، هرچند استاد من نیست و کاشکی بود.

پسرش ترم یک کامپ شریفه. =) کاشکی باهاش در ارتباط بودم. (با استاده، نه با پسرش. کامپیا منو می‌ترسونن.)

کلی شوخی بامزه به ذهنم رسید واسه این کامنت ولی خیلی آرتیانه‌ست نمی‌شه بگم
𝘝𝘪 ‌‌‌‌‌‌

خودت باید شمع تو فوت کنی.

خودم فوت کردم دوستم گرفت 😭 یعنی اون بهم گفت همچین چیزی وجود داره و یاد داد 
عشق کتاب ✩·̩̩̥͙

آرتیانه. :))

اینجا گزینه اسپویلر نداریم روم نمی‌شه یه چیزایی (((= آقا کمک
آنی‌ما ‌‌‌‌‌

ای جانم موفق باشی، خیلی رشته بامزه‌ایه.

راستش من اوایل فکر می‌کردم همه‌ی اینا خرافاته تا اینکه استرولوژی رو مطالعه کردم و دیدم واقعیه"-"

ممنونم<3
من هنوز صد درصد مطمئن نیستم که "واقعیه" ولی متوجه شدم در حد تعادل ضرر نداره اعتقاد داشتن بهش. خوش هم می‌گذره تازه D: 
Naomi ..

ولی سوال من پرسشی یود نه تخریبی :)))

آخ گفتی سر و گردن... از میان ترم سی درصد نمره رو گرفتم متاسفانه 💔

مرسی انگیزه دادی، من هم از فردا با قدرت شروع می کنم و اینکه لطفا وقتی وبلاگت رو آپدیت می کنی بیشتر از درس خوندنت بگو، می دونی؟ هم خودت انگیزه میگیری هم من :) 

مرسی که هستی.

بله متوجه شدم(:
کنجکاو شدم که رشته‌ت چیه که توی یک ترم هم باکتری دارید هم سر و گردن *-*
قربونت. امیدوارم خوب پیش بره درس خوندن 🎀🕯
بوس به شما 😭
/ ضمیر

| اردیبهشتی، شاید دلیل خوبی داره که به درست و غلط اون کار شک داری. بیشتر فکر کن.

نوشته های هلن پراسپرو helenpraspro.blog.ir |

 

همه همینو می‌گن! |:

دیگه چقدر فکر کنم لامصبا؟ من نیاز به داده‌های بیشتر دارم، نه فکر بیشتر... ای بابا.‌ 🚶

وای 😭 خب اوکی جمع آوری داده بیشتر هم می‌تونه زیرمجموعه فکر بیشتر قرار بگیره 🧘‍♀️
Maglonya ~♡

چایی هم داریم. که مخدر نیست. خدا رو شکر . ممنونم بابت این نعمت الهی^^

وای آفرین! نجات دهنده توی آینه نیست، تو فنجون چاییه
وهکاو --

As a خردادی

Damn, hit hard

وای آخجون وهکاو به وبلاگ ما آمد D: صفا آوردی 🌈🌈

خردادی‌ها خیلی موجودات جالب و عجیبی هستن. هیت دادن بهشون پروپاگانداییه که هرگز براش نمیفتم. میدونستن خردادی‌ها ممکنه خیلی OP بشن واسه همین این پروپاگاندا رو پخش کردن.
mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

دی ماهی اول باید تلاش کنه درست حرف بزنه بعد بره سراغ مشورت-

:*) ای بابا
Naomi ..

پزشکی 

و اینکه این دو درس رو توی یک ترم داریم شاهکار دانشگاهمون هست که چهار تا درس سخت رو توی یک ترم جا داده بر خلاف بقیه دانشگاه ها ... 💔

اوه... آره عجیب بود چون شنیده بودم پزشکیان معمولا ترم ۴ سر و گردن دارن درحالیکه باکتری جلوتره
وهکاو --

ای جان🥹

دقیقا نمیتونستن این همه swagرو هندل کنن پس تفرقه و بی‌اعتمادی پخش کردن

باه باه. باه باه 
Naomi ..

برای هر دانشگاه چینش درس ها فرق می کنه عزیز ...

مثلا دانشگاه ساری ترم اول فیزیک پزشکی دارن ما ترم پنجم اصلا هماهنگی می باره !!!

شاید باورت نشه ولی دانشگاه ما سال ۴۰۲ اندام رو برای ترم اول گذاشته بود 🤡 ۶۰٪ افتادن. اصلا باورت میشه بچه ای که هنوز انتریور پوستریور نمی فهمه بیاد بشینه شبکه بازویی رو حفظ کنه؟؟ 

فکر می کنم چینش دانشگاه شما منطقی تر باشه.

فکر می کنم دانشگاه تبریزم ترم چهارم سر و گردن داره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
~ اینجا صداها معنا دارند ~

,I turn off the lights to see
All the colors in the shadow

×××
,It's all about the legend
,the stories
the adventure

×××
پیوندهای روزانه و منوی بالای وبلاگ را دریابید.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan