- شنبه ۲۸ دی ۰۴
- ۱۷:۰۲
داشتم با یه دوستم حرف میزدم و ازم پرسید چی شد که تونستی با این کنار بیای که قرار نیست زندگی رویاییت رو داشته باشی. بهش گفتم واقعگرایی مفرط. من آدم منعطفیم، علایقم قراره در آینده تغییر کنه، ولی چیزی که تغییر نمی کنه وضعیت زندگیم و خانوادهمه، و یه روز میرسه که حتی اینها رو هم ندارم و فقط من میمونم و رشته و شغلم و باید خودم رو پای خودم بایستم. بهش گفتم آدم با هر رشته ای میتونه نویسنده بشه و همین الان هم باور دارم میتونم در آینده یک چیز خیلی زیبا بنویسم. اصلا آینده نه، همین الان هم چیزهای خیلی زیبا نوشتم. اینکه هزاران نفر نخوندنش در زیبا بودنشون تغییری ایجاد نکرده. و اونموقع با خودم فکر کردم یه کم بزرگ شدم. فکر کردم، آدم برای بزرگ شدن این فروپاشی های روانی و عاطفی ساعت سه نصفه شب یا سه بعدازظهر رو نیاز داره.
این مکالمه مقدمه خوبیه برای نشستن پای این پستی که چند روزه دارم هی عقب میندازم.
سلام! هلن پراسپرو هستم، دانشجوی رشته دندون پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و رتبه زیر ۲۰۰ منطقه ۲. اول از همه بهتون پیشنهاد می کنم این پست و پستهای دیگه که داخلش لینک شده رو بخونید، حتی اگه رشتهتون ریاضی یا انسانی یا هنر نیست. چون یه سری نکات داخلش گفتن که خود من به عنوان کنکوری تجربی کلی ازشون استفاده کردم.
طی دوران کنکور کلی راجع به نوشتن این پست خیالبافی می کردم که وای انقدر رتبهم خوب بشه که مردم بخوان حرف هام رو بخونن و مفید واقع بشه و الان خوشحالم! چون برعکس دنیای واقعی انگار وبلاگ نویس ها تعداد تجربیهاشون کمتره و پست راجع به رشتهی تجربی نداریم. یا حداقل من ندیدم.
نکته دیگه اینکه اینها همه تجربه های شخصی منه و من مشاور نیستم، مشخصا. اینها همه تجربهی منه که با تجربهی هر دوست دیگهم که اونم نتیجه گرفته متفاوته. در نتیجه، به خودتون نگاه کنید و هرچیزی که براتون مفید بود ازش استخراج کنید.
خب پس. بریم که رفتیم.
مشاور
تقریبا همه سال پایینیها از من راجع به مشاور پرسیدن. من یازدهم و دوازدهم مشاور داشتم، دو تا مشاور متفاوت. هرکدوم مزایا و معایب خاص خودشون رو داشتن. بعضی وقتها خیلی کمک کننده بودن که من توی مسیر خودم بمونم، بعضی وقتها فقط به من آسیب روانی و عاطفی میزدن که هنوزم دلیلش رو کشف نکردم چون من آدمی نبودم که توی برنامه تنبلی کنم. این از مشاور رسمی.
مشاور غیررسمی و کسایی که واقعا برام مفید بودن، یکی مادرم بود، یکی دوستم که از نظر ذهنی خیلی از من بالغتر بود و بین اعضای خانوادهش خیلیا رو داشت که رتبههای خوب داشتن.
نتیجه گیری؟ مشاور خوب بودنش بهتر از نبودنشه. مشاور خوب کیه؟ کسی که تجربه، درک و دانش بالایی داشته باشه و واقعا به پیشرفت تو اهمیت بده نه به پولی که ازت در میاره.
از کی شروع کنیم؟
بذارید باهاتون صادق باشم، برای کنکور تجربی هرچی زودتر شروع کنید بهتره. کسایی که دهم و یازدهم کنکوری میخونن فشار دوازدهم روشون خیلی خیلی کمتره و آسیب روانی کمتری از کنکور میبینن و اعتمادبهنفس بیشتری دارن. هرچی زودتر خودتون رو توی روتین کنکوری قرار بدید و درس خوندن رو با تست زدن همراه کنید بهتره. توی دوازدهم تغییر روتین زندگی وقت و انرژی زیادی از شما میگیره که واقعا سال دوازدهم نداریدش. حتی اگه میتونید دهم و یازدهم کلاسهاتون رو برید که برای دوازدهم وقت بیشتری برای خوندن و تست زدن و آزمون دادن داشته باشید.
اگه الان دوازدهم هستید و فکر میکنید فرصتتون رو از دست دادید: این فکر رو نکنید! این پارارگراف برای این نیست که بگم اگه دوازدهم شروع کردید دیگه دیره. یکی از همکلاسی های من دوازدهم شروع کرد و داروسازی یکی از شهرهای نزدیک ما قبول شد. برای این میگم که که بدونید بهترین وقت برای شروع کردن همین الانه. به خود آیندهتون که دنبال یک ماه فرصت اضافهست رحم کنید!
کلاس
تجربه من: من برای فیزیک هر سه سال کلاس حضوری رفتم. ریاضی سال آخر چند جلسه خصوصی رفتم که اشکالاتم رو رفع کنم. شیمی کلاس آنلاین جامع استاد بازرگان رو یازدهم رفتم که با اینکه تاثیر داشت، ولی الان حس می کنم غیرضروری بود و اگه فقط کتاباش رو میزدم بس بود. زیست یازدهم کلاس حضوری رفتم(بازم مثل شیمی: تاثیر گذار ولی غیرضروری)
بیشترین تاثیری که توی شیمی و زیست داشتم ویدئوهایی بود که دوازدهم نگاه می کردم.
پیشنهاد: برای کلاس حضوری با دوستهاتون یه گروهی تشکیل بدید که میدونید همشون دنبال درسن و نه اینکه فقط بیان کلاس وقتشون بگذره و با اونها کلاس نیمه خصوصی برید. کلاسهایی که هزار نفرو میریزن توی یه آمفی تئاتر(یا حتی چهل نفر توی یه کلاس) جواب نمیده.
درضمن، از نظر تعداد کلاس فقط اونقدری برید که بدونید بعد از اینکه از کلاس دراومدید فرصت دارید برای همهشون تست بزنید. کلاس بدون تست عملا بی فایدهست و حافظه کوتاه مدتتون مطالب رو شوت میکنه بیرون.
برای کلاس مجازی: یا جمع بندی نگاه کنید، یا فقط مباحثی که مشکل دارید رو ویدئو ببینید. مثلا من کلاس حنیف عظیمی جلسات تولید مثل و فتوسنتزش رو دانلود کرده بودم و همش نگاه می کردم، یا کلاس های جمع بندی ماز که توی آپارات بود رو. مخصوصا ویدئوهای استاد چلاجور برای زمین شناسی کمک کنندهترین بودن.
آزمون
من دهم قلمچی ندادم فقط دانلود می کردم چندتا در میون میزدم. از یازدهم ولی برنامهم کاملا طبق رسیدن به قلمچی بود. به نظرم برای تجربیا قلمچی لازمه چون گزینه دو و گاج سطح سوالاش پایینه و ماز حضوری نیست. با اینکه من بزرگترین مخالف قلمچیم، هم از نظر محتوا هم نظم برگزاری آزمون هم اینکه دارن خون میکنن تو شیشه، جایگزین دیگه ای واسش نیست چون داوطلبها نیاز به اون تجربه سر آزمون رفتن دارن که ماز نداره.
از طرف دیگه، سوالای ماز از نظر علمی قوی ترین و بهترین هستن و حیفه اونا رو نزنید. من از دوازدهم مخصوصا اواخرش، ماز رو هم میزدم. دوپینگ ماز من رو توی عید نجات داد چون من توی عید به جز کنکور زدن و دوپینگ ماز زدن عملا کار دیگه ای نمی کردم.
به طور کلی توی دوازدهم مخصوصا بعد از بستن درسهاتون تو اواخر اسفند، دیگه فقط بچسبید به آزمون. آزمون آزمون آزمون. زمان دار، پشت میز و اگه دخترید(یا دقیقتر بگم، AFAB هستید) با مقنعه که کاملا حس کنکور تداعی بشه.
نهاییها
ما فقط دوازدهممون نهایی بود برای همین راجع به ترمیم نکتهای ندارم که بگم و نظری ندارم. :دی
ولی راجع به نهایی خوندن: طی سال درسهایی که یادگرفتنی هستن و نه حفظ کردنی رو بخونید. مثل عربی، ادبیات، زبان، و یه کم دینی. مخصوصا ادبیات... از ادبیات اصلا غافل نشید. پایه زبان و عربیتون اگه ضیعفه رفعش کنید.
سر کلاس هایی که به دردبخوره بشینید، توی کتاب نکته و جزوه بنویسید که خرداد با کتاب های سفید رو به رو نشید. ولی در کل زمان زیادی برای امتحانای مدرسه نذارید. ما از بهمن به بعد یه جلسه هم کلاس سلامت و بهداشت نرفتیم و همه رو پیچوندیم. کلاسهای هویت رو با اینکه رفتیم ولی رفتن و نرفتنش فرقی نداشت حقیقتا. خلاصه که با عقلتون تصمیم بگیرید و نذارید مدرسه بترسونتتون.
مهمترین چیز، از نمونه سوال غافل نشید. نمونهسوال های نهایی ماز طلا هستن.
تا کی مدرسه بریم؟
من و اون دوستام که نتیجه بهتری گرفتیم به نسبت بقیه بچه ها بیشتر مدرسه اومدیم. یه سری از همکلاسیام از دی به بعد کلا نیومدن، ولی ما تا اواخر اسفند اومدیم. وسطش هرجا تونستیم یا دیدیم درسای بی خود داریم با هم غیبت کردیم یا پیچوندیم، ولی در کل قرار گرفتن توی جو رقابتی مدرسه برای من یکی که خیلی مفید بود. هم روحیهم عوض می شد که بچه ها رو میدیدم هم دو تا نکته جدید از یکی یاد می گرفتم. در کل نشستن ته خونه رو توصیه نمی کنم چون از نظر روانی به هم میریزید.
حالا که بحث روحیه بازه بگم، دوستایی که تو این دوران دارید خیلییی مهمن. دوستایی که واقعا دنبال مطالعهن و با شما صادقن. اگه پیدا نمیشه، تنهایی بهتر از همنشین بد است. ولی پیدا میشه.
یکی از مهمترین چیزهایی که روی من تاثیر گذاشت دوستهام بودن که همشون همون سال اول چیزی که میخواستن قبول شدن، و این حسش هزار برابر بهتر از تنها قبول شدنه. وقتی آخر سر همه با هم به خواستهتون میرسید خوشحالی چندین برابر میشه. تو این مسیر کسی جای کس دیگه رو نمیگیره. سعی کنید به هم کمک کنید.
سالن مطالعه و کتابخونه؟
من به جز وقتهایی که کلاس رو میپیچوندم سالن مطالعه مدرسه نرفتم. محیط کتابخونه رو هم از نظر بهداشتی هم جوی دوست نداشتم. به طور کلی سالن مطالعه رو پیشنهاد نمی کنم چون خیلی عامل حواسپرتی هست. معمولا وقتی میری کتابخونه یا سالن مطالعه با دوستهات درس بخونی آخرین کاری که میکنی درس خوندنه. اگه خونتون واقعا شلوغه و اذیت میشی، برو جایی که کسی رو نشناسی. خودت و خانواده رو گول نزن که چون دارم میرم سالن مطالعه پس دارم درس میخونم.
یکی از دوستای من هفته ای یه بار بعد از اسفند فقط میرفت سالن مطالعه که روحیهش عوض بشه و حرکت منطقی ای بود واقعا.
منابع برای درسها
منابع خود من این ها بودن، که ممکنه سال شما منبع بهتری اومده باشه اصلا!
دو تا نکته مهمی که قبلش بگم:
1. درسنامه خوندن سم خالصه برای یه کنکوری. زمان زیادی میبره و فایده کمی داره. دوران کنکور فقط تست تست تست. تست بزنید و موقع تست زدن نکات رو یاد بگیرید. از توی پاسخنامه یاد بگیرید، نه درسنامه.
2. یه منبع خوب رو دو بار بزنید خیلی بهتر از اینه که دو تا منبع بزنید. سوالایی که اشتباه زدید رو علامت بزنید بعدا بهش برگردید.
زیست:
برای پایه: از خیلی سبز شروع کنید، بعد آیکیو بزنید.
برای جامع: یا آیکیو جامع بزنید یا پینوکیو
+ هر آزمونی که دستتون میاد. زیستاز، آرمان، هرچی.
شیمی:
شیمی نقطه ضعف من بود برای همین خیییلی منبع زدم. خیلی سبز دهم و یازدهم(تقریبا پیشنهاد نمیکنم)، میکرو جامع(اصلا پیشنهاد نمی کنم)، مبتکران هر سه پایه(ضرووووری حتما بزنید)، آیکیو جامع(پیشنهاد می کنم)
فیزیک:
خیلی سبز دهم و یازدهم برای شروع خوبه. دوازدهم عالیه. اگه سطحتون بالاتره آیکیو بزنید. طرف نردبام اصلا نرید، زیادی سطحش بالاست و فایده نداره. کنکور سه سال اخیر فیزیکش ساده بوده.
فیزیک جامع رو آیکیو زدم.
ریاضی:
من حقیقتا کتاب تک پایه از الگو بهتر ندیدم. درسنامهش جمع و جوره و توش سوال داره(بهترین نوع درسنامه، یادگیری همراه با تسته)، و به ترتیب سوالاش از آسون به سخت میره و مفهومیه. الکی سخت نیست، الکی آسون هم نیست(مثل خیلی سبز)
مثل بقیه درسها برای جامع، آیکیو جامع زدم.
خلاصه کارایی که در دبیرستان کردم به تفکیک سال:
دهم:
من تابستون دهم برای المپیاد زیست میخوندم و برنامهم فشرده با اون پر بود، طی خود سال دهم کلاس فیزیک رو مرتب میرفتم، ریاضی و شیمی رو نامنظمتر چون اساتید خوبی نداشتم. واسه هر درس یه کتاب تست میزدم(خیلی سبز زیست و فیزیک، الگوی ریاضی، خیلی سبز شیمی)
آزمون قلمچی ثبت نام نکرده بودم ولی بعضی وقتها دانلود می کردم و خودم از خودم می گرفتم.
یازدهم:
از تابستون این سال مشاور داشتم.
تابستون درس های دهم رو مرور کردم، به مقدار از درس های یازدهم رو پیشخوانی کردم. کلاس فیزیک و زیست میرفتم(الان فکر می کنم که زیست ضروری نبود ولی خب دیگه رفتم.) شیمی رو مجازی جامع ثبت نام کرده بودم که فرصت نکردم کلش رو ببینم :)
طی سال با برنامه قلمچی پیش رفتم و با همون برنامه تست میزدم. از اواخر یازدهم(مثلا فروردین حدودا) شروع کرده بودم با سرعت مورچه زیست دوازده رو پیشخوانی کردم. اگه وقت اضافه ندارید زیاد اولویت نداره این کار.
دوازدهم:
تابستون دوازدهم دهم و یازدهم رو جمع کردم همراه برنامه قلمچی، و با همون برنامه قلمچی آروم آروم دوازدهم رو شروع کردم.
طی سال هم با برنامه قلمچی پیش رفتم تا نزدیک بهمن که دیگه داشت کند پیش میرفت و سرعتم رو بیشتر کردم تا قبل از عید دوازدهم رو تموم کنم. طی این سال فقط کلاس فیزیک و ریاضی رفتم. (ریاضی نامرتب و خصوصی، بیشتر حالت رفع اشکال)
یک چیزی هست که بعضیها من رو حتی بابتش مسخره میکردن ولی من توی استفاده از زمانهای مرده خیلی خوب بودم. توی سرویس، وقتایی که کلاسهامون معلم نداشت، و اینجور وقتها. حقیقتش من اون لحظات به خودم دو تا حق انتخاب میدادم: یا بخواب، یا درس بخون. اگه اولی نمیشد، دومی رو انجام میدادم. زمان خواب برای یه کنکوری طلاست.
یک نکته دیگه اینه که از تحلیل آزمونهاتون غافل نشید. از هرکاری دیگهای بزنید ولی تحلیل کنید و نکات تحلیل رو توی یک دفتر جدا بنویسید. اینجوری دم کنکور یه منبع دارید از بهترین و سختترین نکتهها و سرگردون نمیشید.
دیگه- فکر کنم همین. نکته خاصی به ذهنم نمیرسه. شاید بعدا این پست رو ویرایش کردم ولی فعلا میخوام با کمال گرایی مقابله کنم و منتشرش کنم. *-*\